مقدمه: مشکلات روانشناختی در مادران دارای نوزاد نارس یکی از موضوعات مهم و قابل توجه است، لذا اجرای مداخلات روانشناختی در این گروه از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی "پارادوکس درمانی" بر افسردگی و پاسخ نشخواری در مادران دارای نوزاد نارس بود. روش کار: روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری 1 و 3 ماه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل همه مادران دارای نوزاد نارس مراجعه کننده به بیمارستان افضلی پور کرمان در سال 1402 بودند که از میان آن ها 60 تن به روش در دسترس پس از کسب نمره 5≤ در زیرمقیاس افسردگی از "مقیاس افسردگی، اضطراب و تنش" انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، "مقیاس افسردگی، اضطراب و تنش" (Depression, Anxiety, and Stress Scale) و "مقیاس پاسخ نشخواری" (Rumination Response Scale) بود. روایی محتوای ابزارها به روش کیفی و پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ اندازه گیری شد. پس از اجرای 4 جلسه "پارادوکس درمانی" برای گروه مداخله، داده ها در نرم افزار اس پی اس اس نسخه 22 تحلیل شد. یافته ها: بین گروه ها در متغیرهای افسردگی (01/0=P، 59/99=F) و نشخوار (01/0=P، 43/47=F) تفاوت معنادار وجود داشت. نتیجه گیری: "پارادوکس درمانی" در کاهش افسردگی و پاسخ نشخواری مادران دارای نوزاد نارس موثر بود. پیشنهاد می شود که در جهت بهبود افسردگی و پاسخ نشخوار دوره های "پارادوکس درمانی" برای مادران دارای نوزاد نارس برگزار شود.